پنجره ای رو به آسمان

سلام گفتم نمیدونم چم شده شاید هم میدونم
آره دارم خیلی غر میزنم ولی تنها چیزی که نمیدونم برای چی هست
شاید هم میدونم بد دلم هوای عاشقی کرده چیزی
که ندارم ...بهونه ای برای خوندن برای نوشتن و ساز زدن
امروز میگی سازم نا کوک هست و فردا غر میزنم و پس فردا عصبانی
ولی شبا قبل از خواب کلی خاطره میاد سراغم
کلی حف و قول کلی حرف که نمیدونم به چه جرمی ازم
گرفته شد ...اره نق میزنم به دل دینا به خودم
خودم میدونم باید همه چیز رو ول کنم تا بتونم اروم بشم
میخوام کاش ولی میشد ...
من خوبم اینقدر خوب که ساعتها مینویسم برای خودم
ولی برای خود تنهام
زیاد یخوام  میدونم ولی بد دلتنگی و غم تنهایی داره میزنه
به ریشه وجودم باز خوب میشم ...نشم چیکار کنم
عاشق عشقم تو ندادنم
شیدا و دیوانه تو ندادنم
من یه روح سردم که میروم
میروم که برم که برم که بر.........م
همین

نوشته شده در ۱۳۸۸/۸/٢٧ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ توسط خبرنگاری به نام هاگرید نظرات () |

دلم گرفته از آدما

چه خوب چه بد ....برام مهم نیست کی چیکار

کرده اصلا اگر کاری کرده باشه میدونم قرار نبوده

هم کسی کاری بکنه مگه من چیکار کردم ولی دلم سخت گرفته برام

مهم نیست بقیه میان اینجا و چی فکر میکنن

مهم نیست یه دوست بی معرفت میپیچونت مهم خودم هستم

که گند میخوام بزنم به همه چیز

به افکاری که به در و دیوار میخورهبه اخلاقی که برای سگ هم

خطر داره برای همه چیز

دلم گرفته خوب برای بقیه هم میگیره

تنهام خوب خیلیا تنهان ولی یه دردی پشت همه اینا

هست که نمیتونم بگم

همین


نوشته شده در ۱۳۸۸/۸/٢٢ساعت ۱:٤٩ ‎ق.ظ توسط خبرنگاری به نام هاگرید نظرات () |

سلام به کسایی که این مدت امدن و من بی معرفت

جوا ندادم مرسی از سعیده عزیز که یادم هست

شاعر خوبم که از شبا بی سحرش از کرمان برام نوشت

ممنون از نانی که همدرد شدیم با هم و میدونیم چقدر سخته

ممنون از نجوا که میاد و میره یواشگی

ممنون از گل باقالی که همیشه به یادم هست و من بیمعرفتم

ممنون از هوا سرد که شبا رو اروم و خلوت کرده

ممنونم از دل گرفته ام که حال ساز زدن هم نداره

ممنونم از خدا که خوب بازی رو میچینه برام

مرسی از دوشیزه که یاد عزیز رفته رو یادم اورد

ممنون از ستاره خاموش که یادش رفته  و میخنده بهم

راستی بی بی از تو هم ممنونم که از سوئد امدی که یادم

بیاری تنهام

ممنون از عسل که شبا بهم حرف میزنه نمیدونم چرا حتی ؟

مرسی از سارا که یادم کرد شب عروسی سمانه ؟

مرسی از همه دنیا از هر کسی که هست

و نیست این روزا ولی تنهام دارم نق میزنم میدونم ولی تنهام

تنهام اینقدر که نمیدونم به کدوم غاری پناه ببرم

میدونم میگید نا امید میگید مثل خیلیا ولی خیلی چیزا میشنوم

نبودنم برای کاری هست که خودم رو غرقش کردم که

نمیدونم کی باید تموم بشه که کی باید شروع بشه

که اصلا چه فایده ای داره ..

حتی دلم ساز کوک شده هم نمیخواد دل یه نوا پیانو میخواد یه

عالمه جاده بی راه ....

پ.ن سعیده خانوم من براتون ایمیل زدم ..متاسفانه شماره رو گم کردم

پ.ن  همسنگر میام زودتر از اونی که فکر کنی ...معذرت

همین

نوشته شده در ۱۳۸۸/۸/۱٩ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ توسط خبرنگاری به نام هاگرید نظرات () |

Design By : Pichak