پنجره ای رو به آسمان

سلام خوبین ؟قلب

مگه میشه برف بیاد و آدم بد باشه ؟جرات دارین بگین اره یول

امشب چیز جالبی دیدیم یول

بریم سر ماجرا امشو ...

اوهوووووم صدام صاف شد ساکت

من و امیر علی(دوست گرام که از لندن برای بار اول امده ایران )

رفتیم تجریش چرخی بزنیم و منم کمی خرید کنم متفکر

نکته :خرید گوجه ( میوه سلطنتی ایران)تعجب

و یکم میوه و نون ( همون غذا قدیمی خودمون )سوال

و امدیم پایین میدون و نشستیم روی یکی از نیمکت ها

اون وقت یه نینی شیطون با مامان و بابا داشتن مغازه رو میدیدن

که یه دخمل دو ساله بود تپل مپلاز خود راضی

کیف دستش از دستش افتاد یکم اون ور تر از من و دوستم

یهو یه کلاغ امد و کیفش رو برداشت خنثی

(قسمت جالب ماجرا )

یهو نینی گفت کیفم رو بده به کلاغه استرس

کلاغه یکم نگاه نگاهش کرد مادر و باباش هم داشتن با ما

نگاه میکردن... یه بار دیگه گفت و

رفت جلو و محکم گفت بده من کیفم رو استرس

کلاغه نگاهش میکرد و بعدم نوکش رو باز کرد و

گذاشت جلوش و پرید رفت یول

ما چهار نفر فقط نگاه میکردیم خنثی

ولی نینی رفت کیفش رو برداشت رو رفت خیال باطل

پ.ن : ببخشید دیگه لحنم خوب نیست هنوز برای نوشتن متفکر

پ.ن: دارم دنبال یه قالب خوب میگردم کسی آدرسی ندارهسوال

پ.ن : دارم روی لحن نوشته هام کار میکنمنیشخند

همین

بای بای

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/٢۳ساعت ۱:٠٦ ‎ق.ظ توسط خبرنگاری به نام هاگرید نظرات () |

سلام دوباره خوبین خوشی ؟ دماغتون چاقه ؟سوال

وای ابرون امد مدتها بود دلم لک زده بود برای بارون

مرسی دوست عزیز که امروز صبح بارون باریدن رو تبریکات گفتی

دست شما مسی و این چیزا چشمک

بریم سراغ اصل ماجرا بعد از زدن یه ماکارانی چرب با سس زیادخوشمزه

رفتم سمت امام حسین و وقتی بوی نا خیابون ها تهران که برق میزد

از خیسی خورد بهم و چند تا قطره خورد به سر کچلم جون گرفتمنیشخند

بعد هم کلی قدم زدن توی خیابون ها تا شب با یه دوست خوب

بهم کلی انرژی داداز خود راضی

و اما ماجرا خریدن گوشی ما بعد از زیر و رو کردن بازار

علاالدین به این نتیجه رسیدیدم که هر دو ما ( من و دوستم ) گوشی

بخر نیستیم از اونجاو بهتر هست بریم بازار موبایل یول

نکته : بین دو تا بازار یه سمبوسه زدیم جاتون خالیخوشمزه

اینقدر دوست گرامی رو زیر بارون پیاده برده بودم

که پاهاش فکر کنم اندازه دو تا نون بربری شده بود نیشخند

و توی دومین مغازه گوشی رو تندی انتخاب کرد البته با کلی تعلل

در مورد انتخاب کدوم که بالاخره یه ایکس 8 سونی اریکسون گرفتیمیول

در هر حال روز خوبی بود

شاید برای بارون خوشحالم

شاید برای زمین

شاید برای اینکه خدا یادش امد هنوز ادمایی هستن روی زمین ایران

که دلتنگ بارون میشن لبخند

عاشق میشن زیر بارون و حرف دلاشون رو میخوان زیر بارون بزنن

اوم الان زیاد تریپ لاو برداشتم نیشخند

مغزم نمیکشه ولی به زودی دوباره مینویسم

به امید دیدار

پ.ن: همسنگر عزیز برات الان مینویسم و میفرستم زیاد عینک

پ.ن : نمیدونم ولی از این به بعد تند به تند اپ میشوم

همین

بای بای


نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/٢٠ساعت ۱:۱٦ ‎ق.ظ توسط خبرنگاری به نام هاگرید نظرات () |

Design By : Pichak