پنجره ای رو به آسمان

سلام اعصاب ندارم فکرم داغون هست

دندونم درد میکنه نمیخوام دلت بسوزه

نمیخوام برامن روضه بخونی

نمیخوام چیزی بشنوم فقط میخوام ول کنم و برم

برم جایی که هیچ بویی از تکنولوژی نباشه

زیاد میخوام ؟ اره زیاد میخوام اصلا همه چیز رو میخوام

ولم کنید بذارین فکرم اروم باشه

بذارین تمرکز کنم روی کارهام و دندون درد لعنتی

پ.ن: هر چی دلت میخواد فکر کن

پ.ن: قدم زدن هم نمیخوام

پ.ن: فردا کلی ادم رو باید ببرم بیمارستان محک

شرمنده

همین

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱۱/٢٧ساعت ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ توسط خبرنگاری به نام هاگرید نظرات () |

سلام بای بای

چه خبرا ؟ چه میکنید با برف و سرما ؟ خوشمزه

امشب ، کلی قدم زدم برای خودم تنها و وقتی رسیدم تجریش

اینقدر فکر کنم صورتم از سرما قرمز شده بود که احساس کردم

مردم بد نگاه میکننیولساکت

ولی چه خوب و چه بد تنهایی وقتی شالم رو دور گردنم میپیچم

و دستم رو میکنم توی جیب بارونی و قدم میزنمعینک

و حتی آدما دور و برم رو هم که سرشون توی

لاک خودشون هست رو نمیبینم خوب هستخنثی

پ.ن : فکر میکنم این روزا یا من حساس شدم یا

اینکه نمیتونم زیاد روون بگم حرفم رو آخ

پ.ن : مخم یکم هنگیده یخش باز بشه میام بازم نیشخند

همین

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱۱/٢٤ساعت ٢:۱۸ ‎ق.ظ توسط خبرنگاری به نام هاگرید نظرات () |

سلام

این روزا کار خاصی ندارم گرچه دنبال کار خاصی هستم و امیدوارم

به نتیجه برسه یول

دنیام شده صدای سازم که میزنم قلبگرچه خوب در نمیاد و استادم

کچل شده از دستم ولی خوب دارم کار میکنم سوال

امشب وقتی رفتم بیرون و به آسمون نگاه کردم

جبار رو دیدم و با اون کمربند همیشه

بسته اش که توی اسمون زمستون همیشه معلوم هستیول

دلم برای یه رصد کویری تنگ شد ولی نمیشه گریه

دستم رو کردم توی جیبم و همین جوری توی سرما الکی قدم زدمناراحت

پ.ن: دعا کنید بتونم ازانس بلیط کنیا بگیرم از خود راضی

پ.ن : همسنگر منتظرم کجایی سوال

خبر : اینکه جشنواره انتخاب یکصد وبلاگ نویس برتر بانوان

بالاخره داره برگزار میشه که بانوان وبلاگ نویس

میتونن برن ثبت نام کنن تعجب

این وبلاگ نگار هست دوست و همکار خوبم که تا امشب که اول

بود توی رای گیری هر بدویین برین بهش رای بدین خب سوال

( این خبر دلیل داره که بعدا میگمابرو )

همین

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱۱/۱٧ساعت ۱:۱٥ ‎ق.ظ توسط خبرنگاری به نام هاگرید نظرات () |

سلام به همه

خب از چی بگم این مدت دلم پر هست ؟

باز داره نوشتن از دستم در میره دیگه ولی مینویسم

بلکه باز راه بیوفته نمیدونم آخه من به چه زبونی بگم من متنفرم از اینکه 

کسی توی موبایل من رو بگرده هان به چه زبونی بگم ؟

اون وقت میای عکس ها و فیلم ها من رو تفسیر هم میکنی ؟

تو رو خدا از موسیقی نشین برای من فلسفه ببفاف( دیکته اش درسته؟)

من موسیقی رو برای دلم میزنم فقط برای دل خودم

حالا تو چیکار داری فلانی که من باهاش میگردم یه رپر سر شناس

هست یا اینکه یه نوازنده خیابونی هان ؟

توی گوشی من میگردی که چی بشه

چرا فضولی میکنی ؟ دوست داشتی گوشی و ساز و کتاب رو توی

سرت بکوبم و هر هر بخندم خوشمزه

چیه چرا میخونید میخندی آخه من امروز فقط لبخند زدم

اگر الان اینجا ننویسم یا میترکم یا اینکه

فردا یه بلایی سر طرفم میارم

دیگه حال ندارم بنویسم

شکلک هم همین یکی رو حال داشتم

شاید بعدا امدم نوشتم

پ.ن : به خودت نگیر به تو نبودم چون اون انترنت رو حروم میدونه

همین


نوشته شده در ۱۳۸٩/۱۱/۱۱ساعت ۱٢:٥٩ ‎ق.ظ توسط خبرنگاری به نام هاگرید نظرات () |

سلام خوبین ؟منم هی بد نیستم

هنوز اثرات آنفولانزا هست و الان تغییر شکل داده به

چرک کردن بدنم به صورت شدید استرس

دو سه روز قبل فیلمی دیدم از نیکلاس کیج ( بازیگر خوبیه )یول

به نام پیشگو که داستان این بود که یه گروه از موجودات فضایی

امدن دنبال بچه نیکلاس و قرار شد ببرنش و بعد زمین به طور کل

توسط طوفان خورشیدی از بین رفتناراحت

البته این وسط کلی ماجرا اتفاق افتاد که نه من حال نوشتن

دارم و نه شما حال خوندنش رو نیشخند

ولی دو سه روز هست رفته توی مخم که واقعا اگر

یهو الان بگن فردا کل زمین از بین میره چی ؟سوال

از اون طرف توی ذهنم هست امدیم و شد و من خودم دوست داشتم

کلی جا رو ببینم ..مثلا افریقا و کشور هایی آفریقایی ،مصر و ...ابرو

در کل این روزا جدا از اینکه بدنم هنگ کرده مخم هم هنگ هست

پ.ن : اینجا از دوستی که امروز اذیتش کردم نا خواسته

عذرخواهی میکنم ماچ

پ.ن : راستی یادم رفت اسم فیلم پیشگو بود

همینبای بای

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱۱/٤ساعت ۱:٢٩ ‎ق.ظ توسط خبرنگاری به نام هاگرید نظرات () |

Design By : Pichak