پنجره ای رو به آسمان

سلام

بعد از چند روز هست دارم مینویسم اوم نمیدونم دقیقا ولی فکر کنم ده روزی شده

خب جمعه رفتم نمایشگاه به غیر از دیدن بچه ها که امده بودن از دور و نزدیک

حالا هر کسی خواست میتونه از اینجا عکس ها رو ببینه البته یه سری از عکس ها رو

و از اینجا گزارشش رو بخونه

...بعد از اون انفولانزا شدید گرفتم و مثل مرغ افتادم توی رختخواب نمیدونم

چرا شش ماهی هست فرت و فرت مریض میشم باید یه فکری بکنم یا بمیرم یا ....

حس و حالش نیست این روزا از این ادمک ها بذارم

برم بعدا میام مینویسم

پ.ن " به شدت هوس کردم با کسی نامه نگاری کنم هر کسی مایل بود بگه

همین

نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/٢٢ساعت ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ توسط خبرنگاری به نام هاگرید نظرات () |

سلام

بعد از مدتها با کلی نق نق امدم

از اینکه دستی به ساز نمیبرم ویلنم رو مونده پرت کنم توی دیوار

از اینکه از سرعت کم نت دیوونه شدم و دلم میخواد بزنم اینقدر کیبورد رو میز تا بترکه

از اینکه هر چی میخونم از ذهنم میپره ( درس رو میگم )

از اینکه دلم میخواد بنویسم و دستم به نوشتن نمیره

از اینکه دلم میخواست برم سفر شد ولی نرفتم دعوت شدم دره ابر نرفتم دعوت شدم

یه رصد باز هم نرفتم

از اینکه نمیدونم سه نقطه (...) کی هست و دلم میخواد بدونم

از اینکه همسنگرم توی سنگر نیست و یادش رفته کجام

از اینکه بگم که دوست دارم نق بزنم وقتی درک نمیکنی که یه دوست رو دارم از دست میدم

میدونی چیه ؟ من نه نا امیدم نه چیز خستم خسته ولم کنید بذارین یه وقت دیگه

همین

ببخشید

نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/۱٤ساعت ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ توسط خبرنگاری به نام هاگرید نظرات () |

Design By : Pichak