پنجره ای رو به آسمان

سلام باز سر و کله خپل خان پیدا میشود ...نیشخند
اینجا تهران به وقت بی کسی ها و تنهایی ها ساکت
ماه رمضون داره میاد ، هر کسی رو میبینی زخم معده داره میگیره چشمک
عزا گرفتم چیکار کنم توی ماه رمضون دهن روزه با این گرما گریه
یکم امروز تونستم ساز بزنم ولی صداش دلخراش بود تا گوش خراش یول
انگار رسم مردادی ها هست ماه تولدشون احساس دلتنگی خفشون کنه گریه
و اینکه دوستی بهم پیشنهاد کرد تکسی برای اهنگش بنویسم .بی دلیل رد کردم سوال
زندگی جریان داره ....گرما پا برجاست....آخ
گزارشی که باید برای مجله از یه قبرستون میگرفتم و وقتی نوشتم ..افتضاح شد ناراحت
دیگه اینکه دو شب قبل تا دلتون بخواد قدم زدم تنها ... تجریش پارک وی همیشه آرومهخیال باطل
ماه رمضونه ماه زولبیا بامیه و چت تا سحر و سکوت و سکوت....
همین

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/۸ساعت ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ توسط خبرنگاری به نام هاگرید نظرات () |

Design By : Pichak