پنجره ای رو به آسمان

سلام این مادر آرمین هست البته قبل از فوت ارمین عزیز و

در زمانی که همه امید به بودن آرمین عزیز داشتن و ....راستش امشب

چرا این رو گذاشتم و میخوام در چند بخش بذارم

این نامه  سال قبل بهم رسید البته قبل از فوت ارمین عزیز در چند بخش

مستقیم نامه رو میذارم البته من اسم دکترا رو که ماد ر‌ آرمین آورده

رو نمیذارم این رو تقدیم میکنم به همه مادرانی که از عضق و جون و عمر

خودشون در این راه گذاشتن بدون اینکه لبی باز کنن آبجی ببخشم

که قسمتی از نامت رو میذارم ببخشم و بهت تبریک میگم روز زن رو

این هم نامه :

اوایل مرداد85 آرمین با دیدن عکسش در روزنامه که بخاطر معدل بیستش در خرداد سوم دبستان بود شادی کاذبی  در جهره اش نشست. دندان دردی که روی گونه سمت چپش داشت روز به روزبیشتر میشد و تورم اندکی که در همان ناحیه از صورتش ایجاد شده بود نگرانی ما را بیشتر میکرد ولی به هر کدام از دندانپزشکهای ماهر و معروف شهر میبردیمش سر در نمی آوردند ولی نمیخواستن اعتراف کنن و همچنان با این جملات که چیز مهمی نیست و خوب میشه نگران نشید و یه عفونت دندونی ساد ه اس ما رو مطمئن میکردن ولی من با هر شبی که آرمین از درد گونه و دندونش تا صبح نمی خوابید فرداش از یه دکتر دیگه وقت میگرفتم و میبردمش بلاخره هیچکدام از این دکترها ( دکترها:( ...) دندانپزشک کودکان.ساسان (...) . دکتر (...) . رادیولوزی دکتر ... که با گرفتن 5 عکس از سر و صورتش  تشخیص اشتباه عفونت مفصل فکی را داد و مابقی دکتر ها رو گمراه کردو ,, پیشنهاد سی تی اسکن رو نداد. دکتر (...). دکتر (....).دکتر(...). دکترعظیمه (...). دکتر (...)دکتر (...) و چند تن از دکتر های که اسمشون در خاطرم نیست.) هیچکدام از این دکتر ها درد و تورم گونه آرمینو که روز به روز بیشترو متورم تر میشد نه تنها تشخیص ندادند. هیچکدام پیشنهاد یه سی تی اسکن و نکردن. آخرش من بعد 2 ماه دربه دری از این مطب به اون مطب آرمینو بردم  پیش دکتر آرتا جراح فک.و ماجرای 2 ماه و تشخیص دکترها و خوردن اینهمه آنتی بیوتیک و در نتیجه بدتر شدن احوالات آرمینو گفتم . و خاطر نشان کردم که آقای دکتر من میترسم دندون درد حتی با عفونت بالا هم  اگه بود با این 200 آنتی بیوتیکی که جور واجورش رو دکترهای ذکر شده در بالا تجویز کردن حتما یا خوب میشد یا لااقل کم میشد ولی تورم و درد آرمین رفته رفته بیشتر میشه و ثب میکنه با هیچ مسکن معمولیم دردش کم نمیشه. دکتر آرتا گفت خانم محترم  من تعجب میکنم که چرا همکارانم با دیدن اینکه داروها جواب نداده چرا پیشنهاد سی تی اسکن نکردن چون دردی که همراه تورم باشه و رفته رفته بیشتر بشه  تب هم بکنه و به مسکن دردم جواب نده ما باید فوری یه سی تی اسکن بگیریم از سر بچه. من نگرانی و ترس سراسر وجودمو فرا گرفت گفتم دکتر شما چی تشخیص دادین مگه ؟ گفت من اعتراف میکنم که نتو نستم تشخیص بدم ولی نگران نباشید با سی تی همه چیز معلوم میشه.وقتی جواب سی تی اسکن آرمین رو از رادیولوزی حافظ گرفتیم در دلم آشوبی بر پا بود استرس و اضطرابی بی پایان وجودم را در بر گرفته بود . نمی خواستم به دلم بد بیارم .جواب رو بردیم پیش دکتر آرتا .اون وقتی نگاه به کلیشه های سیاه عکسهای سی تی اسکن  انداخت با سرعت تمام کلیشه ها رو درون پاکت گذاشت و به ما گفت که هر چه زودتر باید دکتر مهرداد نهایی از این توده  مشخصه نمونه برداری کنه تا ببینیم این توده که میگین کجاست؟ گفت  همون دندون دردی که داره و صورتش تورم پیدا کرده توی سینوس صورتش یک  توده دیده میشه. گفتم حتما عفونت  دندونشه که به شکل کیست دیده میشه. دکتر گفت نه خانم هیج کدوم از این چیزای ساده که میگین نیست. اون یه توده سرطانیه ولی باید نمونه برداری بشه با جراحی از اون ناحیه  تا نوع توده معلوم بشه تا از روی نمونه پاتولوزی دارو بهش تجویز بشه.

وقتی کلمه خوناشان سرطان رو شنیدم چیزی که اصلا نه میتونستم باورش کنم نه میتونستم حتی بهش فکر کنم از اطلاعاتی که از سرطان داشتم این بود که مامانم گفته بود اسمشو به زبون نیارین اگه هم شنیدین بگین خدا به دور کنه. از فامیل و آشناها تا به اونروز نشنیده بودم کسی سرطان بگیره  البته تو ی بچه نشنیده بودم  تو بزرگسالان پیر اونم از فامیلای خیلی دور اطلاعات کمی خیلی اندک که سرطان باعث مرگ میشه رو فقط یاد داشتم.

 تمام تنم لرزید حس کردم زلزله شد ودنیا داره رو سرم خراب میشه.تمام خاطرات پسرم از لحظه تولدش مثل برق در عرض 1 دقیقه از ذهنم گذشت و  آخرش مرگ رو به ذهنم آوردم . نه امکان نداشت نمیشد باور کرد اصلا نمیشه. فکر میکردم مرگ و سرطان مال همسایه ها و آدمای غریبه هست نمی تونه خدا پسر منو  ازم بگیره اصلا در عین تلخی خنده دار اومد برام این موضوع این دروغ بزرگ  این خواب که کابوس بود. کاشکی کابوس بود ولی متاسفانه  واقعییت داشت پسر خوشگل و با هوش و قد بلند و درس خوان من مبتلا به سرطان شده بود . آرمینی گه موقع تولد 3.890 گرم وزن و 52 سانت قد داشت 2 سال کامل شیر مادر خورده بود و رشدش در نمودار رشد بچه در روی منحنی ماکزیمم    رشد در همه سنینش قرار داشت   با هو ش و با ذکاوت فوق العاده که از 5 سالگی آشنا به کامپیوتر حتی اینترنت و تایپ و چت بود  و از 7سالگی به کلاس زبان میرفت و همراه درسش در زبان هم موفق بود در مسابقات علمی مدرسه نفر اول و .... خلاصه  با توجه به نقاشیهایش در طول درمان و رفتار پسندیده اش در طول مریضی اش که مثل یک مرد 30 ساله عمل میکرد میشد مطمئن گفت که یکی از نخبه گان کشور در آینده خواهد بود.

 

پ.ن: برات آرزو بهترین ها رو دارم

پ.ن ٢ : ادامش رو بعدا میذارم

همین

نوشته شده در ۱۳۸۸/۳/٢۸ساعت ٢:۳۱ ‎ق.ظ توسط خبرنگاری به نام هاگرید نظرات () |

Design By : Pichak