پنجره ای رو به آسمان

سلام سلام خوباینبار میخوای بی هر چیزی بنویسم

قبلا هم بدون فکر مینوشتم شاید نمیدونم

ولی هیچ چیزی اینقدر حال نمیده با خواهر زاده شرور بری بیرون

و بی دلیل توی ماشین قر بدی و برقصی؟

هیچ چیزی اینقدر حال نمیده قبض جریمه رو بگیری و جلو افسر پاره کنی

و هر هر بخندی

هیچ چیزی اه چقدر میگم هیچ چیزی خب

تماس یه دوست از راه دور از اصفهان دوره ؟ حالا خوشحالی یه دوست

دیگه ..وامیگم فکرم بهم ریخته هست باید از اول بنویسم

میام میام

الان برم لال ...راستی همسنگر برات نوشتم میفرستم

و وبلاگ دایی و خواهر زاده ها هم به زودی دوباره راه میندازم

هوررررررررررررا دست بزنی به قول یگانه

بای

تا بعد همین

نوشته شده در ۱۳۸۸/٥/٦ساعت ۳:٠٢ ‎ق.ظ توسط خبرنگاری به نام هاگرید نظرات () |

Design By : Pichak