پنجره ای رو به آسمان

سلامبای بای

میدونم پست قبلیم خیلی داغون بود شرمندهخجالت

خب فکر داغون و گرما و مشکلات که برای آدم عقل نمیذارهنیشخند

نخندین من میخندم فرق دارم عقل خودمهعصبانینیشخند

این روزا خیی چیزا بد هست خیلی چیزا الکی خوبآخ

ننوشتن و تمرکز نداشتن بد هستناراحت

دیدن این دختره توی این سریال مسخره رستگاران که  قدیس اش کردن

همون خجسته حالم رو بد میکنه ...سبز

گرما تهران دیوونه میکنه و بد هستعینک

دیدن دوستی الکی که ازش بدت میاد

تو جایی که زیاد میریکلافه اه اه حالم بد شدسبز

ولی هیچی بیشتر از این حال نمیده صبح چشم باز کنی و

ببین خواهر زاده ات زیر پتو روی تختت کنارت خوابیدهساکت

بیخیال دنیا و آدماش و حتی خودم که اونجامقلب

هیچی

مثل کار بهم انرزی نمیدهمتفکر

میدونم پست هام داره رو به مسخره بودن میرهناراحت

گرم هست مغزم کار نمیکنه و مهین و بسهیپنوتیزم

پ.ن: زیاد به مغزم من توجه نکنینیشخندد

پ.ن :آقا این آنفلانزا خوکی چه حرکتی زدهوقت تمام

پ.ن :مدتی هست عکس ندارم میذارم بعداابرو

همین

نوشته شده در ۱۳۸۸/٥/۱۳ساعت ۱:٤۳ ‎ق.ظ توسط خبرنگاری به نام هاگرید نظرات () |

Design By : Pichak