پنجره ای رو به آسمان

سلام به کسایی که این مدت امدن و من بی معرفت

جوا ندادم مرسی از سعیده عزیز که یادم هست

شاعر خوبم که از شبا بی سحرش از کرمان برام نوشت

ممنون از نانی که همدرد شدیم با هم و میدونیم چقدر سخته

ممنون از نجوا که میاد و میره یواشگی

ممنون از گل باقالی که همیشه به یادم هست و من بیمعرفتم

ممنون از هوا سرد که شبا رو اروم و خلوت کرده

ممنونم از دل گرفته ام که حال ساز زدن هم نداره

ممنونم از خدا که خوب بازی رو میچینه برام

مرسی از دوشیزه که یاد عزیز رفته رو یادم اورد

ممنون از ستاره خاموش که یادش رفته  و میخنده بهم

راستی بی بی از تو هم ممنونم که از سوئد امدی که یادم

بیاری تنهام

ممنون از عسل که شبا بهم حرف میزنه نمیدونم چرا حتی ؟

مرسی از سارا که یادم کرد شب عروسی سمانه ؟

مرسی از همه دنیا از هر کسی که هست

و نیست این روزا ولی تنهام دارم نق میزنم میدونم ولی تنهام

تنهام اینقدر که نمیدونم به کدوم غاری پناه ببرم

میدونم میگید نا امید میگید مثل خیلیا ولی خیلی چیزا میشنوم

نبودنم برای کاری هست که خودم رو غرقش کردم که

نمیدونم کی باید تموم بشه که کی باید شروع بشه

که اصلا چه فایده ای داره ..

حتی دلم ساز کوک شده هم نمیخواد دل یه نوا پیانو میخواد یه

عالمه جاده بی راه ....

پ.ن سعیده خانوم من براتون ایمیل زدم ..متاسفانه شماره رو گم کردم

پ.ن  همسنگر میام زودتر از اونی که فکر کنی ...معذرت

همین

نوشته شده در ۱۳۸۸/۸/۱٩ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ توسط خبرنگاری به نام هاگرید نظرات () |

Design By : Pichak