پنجره ای رو به آسمان

سلامبامن حرف نزن

اول از همه پرسپولیس رو دیدین ؟ خوب من ندیدم توی راه بودم

ولی حال کردم برد ........هورا

از صبح ساعت هفت به زور جای پارک پیدا کردن توی بیمارستان میلاد

رفتم بالا توی آسانسور داشتم له میشدمسبز

خانومه هم همچین ریلکس ایستاده بود انگار نه انگار له شدم منساکت

دوست داشتم با کیف بزنم محکم تو سرش ولی گنده بودکلافه

کیف نه خانومهنیشخند

رسیدم بالا چقدر شلوغ بود آزمایش ها رو با یه سری پرونده رو دادم

نشستم و نشستم و نشستم موزیک توی مخم میکوبید و

باز نشستموقت تمام رفتم بیرون برای اولین بار توی تونل توحید اصلا

حال نداد اوهبرگشتم نشستم نشستم شلوغ بود زوم کردن آدما

و دلتنگی هایی که همیشه محیط بیمارستان برام میاره ...ناراحت

بعد از ظهر با کلی دویدن زدم بیرون تعجبتخته گاز رفتم

باید به کلاس نجوم میرسیدمیول رسیدم و بدو بدو رفتم بالا

آقا لطفی یکی از استاد ها چطوری خوبی ..؟

-مرسی امده ؟

نه هنوز که نیومدهعصبانی

میرم توی کلاس دو سه تا بچه ها رو میبینمسوال

یکی از دخترا کلاس از دور دست تکون میده متفکر

به عنوان سلا م و دست تکون میدمخجالت

دخترا کلاس گوشی یکی از گذاشتن روی یکی از صندلی ها

و پرسپولیسی ها یه طرف و استقلالیا یه طرف

دارن میزنن توی سر همنیشخندزباننیشخند

بعدم که استاد و درسیول

چقدر تحویلم گرفت خودم حال کردم .ههههههههههخجالت

شب هم مثلا تمرین ویلن زدم که فردا کلاس دارمناراحت

مونده بود ساز رو بکوبم تو دیوارآخ

پ.ن : گیجم هنوزساکت

همین

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/۱٥ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ توسط خبرنگاری به نام هاگرید نظرات () |

Design By : Pichak