پنجره ای رو به آسمان

سلام

بعد از مدتها با کلی نق نق امدم

از اینکه دستی به ساز نمیبرم ویلنم رو مونده پرت کنم توی دیوار

از اینکه از سرعت کم نت دیوونه شدم و دلم میخواد بزنم اینقدر کیبورد رو میز تا بترکه

از اینکه هر چی میخونم از ذهنم میپره ( درس رو میگم )

از اینکه دلم میخواد بنویسم و دستم به نوشتن نمیره

از اینکه دلم میخواست برم سفر شد ولی نرفتم دعوت شدم دره ابر نرفتم دعوت شدم

یه رصد باز هم نرفتم

از اینکه نمیدونم سه نقطه (...) کی هست و دلم میخواد بدونم

از اینکه همسنگرم توی سنگر نیست و یادش رفته کجام

از اینکه بگم که دوست دارم نق بزنم وقتی درک نمیکنی که یه دوست رو دارم از دست میدم

میدونی چیه ؟ من نه نا امیدم نه چیز خستم خسته ولم کنید بذارین یه وقت دیگه

همین

ببخشید

نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/۱٤ساعت ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ توسط خبرنگاری به نام هاگرید نظرات () |

Design By : Pichak