پنجره ای رو به آسمان

سلام دوباره خوبین خوشی ؟ دماغتون چاقه ؟سوال

وای ابرون امد مدتها بود دلم لک زده بود برای بارون

مرسی دوست عزیز که امروز صبح بارون باریدن رو تبریکات گفتی

دست شما مسی و این چیزا چشمک

بریم سراغ اصل ماجرا بعد از زدن یه ماکارانی چرب با سس زیادخوشمزه

رفتم سمت امام حسین و وقتی بوی نا خیابون ها تهران که برق میزد

از خیسی خورد بهم و چند تا قطره خورد به سر کچلم جون گرفتمنیشخند

بعد هم کلی قدم زدن توی خیابون ها تا شب با یه دوست خوب

بهم کلی انرژی داداز خود راضی

و اما ماجرا خریدن گوشی ما بعد از زیر و رو کردن بازار

علاالدین به این نتیجه رسیدیدم که هر دو ما ( من و دوستم ) گوشی

بخر نیستیم از اونجاو بهتر هست بریم بازار موبایل یول

نکته : بین دو تا بازار یه سمبوسه زدیم جاتون خالیخوشمزه

اینقدر دوست گرامی رو زیر بارون پیاده برده بودم

که پاهاش فکر کنم اندازه دو تا نون بربری شده بود نیشخند

و توی دومین مغازه گوشی رو تندی انتخاب کرد البته با کلی تعلل

در مورد انتخاب کدوم که بالاخره یه ایکس 8 سونی اریکسون گرفتیمیول

در هر حال روز خوبی بود

شاید برای بارون خوشحالم

شاید برای زمین

شاید برای اینکه خدا یادش امد هنوز ادمایی هستن روی زمین ایران

که دلتنگ بارون میشن لبخند

عاشق میشن زیر بارون و حرف دلاشون رو میخوان زیر بارون بزنن

اوم الان زیاد تریپ لاو برداشتم نیشخند

مغزم نمیکشه ولی به زودی دوباره مینویسم

به امید دیدار

پ.ن: همسنگر عزیز برات الان مینویسم و میفرستم زیاد عینک

پ.ن : نمیدونم ولی از این به بعد تند به تند اپ میشوم

همین

بای بای


نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/٢٠ساعت ۱:۱٦ ‎ق.ظ توسط خبرنگاری به نام هاگرید نظرات () |

Design By : Pichak