پنجره ای رو به آسمان

سلام به همگی 
الان دقیقا نمیدونم چه مدت هست که اینجا ننوشتم و قبلا بهانه ام این بود که فیس زیاد 

میرم و اونجا فعال هستم ولی یک ماه و نیمی هم اونجا نرفتم و اینجا نیومدم ...

الان هیچ دلیل و بهانه ای هم ندارم ولی امدم که بمونم نه به نام محک که قبلا اسم

من بود به عنوان نویسنده و طرفه ای از دوستی بود که الان در دانشگاه جندی شاپور

از اساتید درجه یک هست ...

بگذریم خپل خان همچنان همان خپل خان هست و بس ...

شاید یکم پس و پیش بیام چون به لطف هنرمندان برنامه ریز امتحانات دانشگاه

افتاده جلو که البته زیاد توفیقی نکرد چون نه استاد ها درسی میدادند

نه من تا شب امتحان درس میخوندم ...

خب برم دیگه بعدا میام و مینویسم ...

گاهی تخصصی در مورد خبر ... گاهی از رژیم که عشق ما (چیپس و پنیر ) ما را 

ازمان گرفت ... 

فعلا 


نوشته شده در ۱۳٩٢/۳/۸ساعت ٤:٠۸ ‎ب.ظ توسط خبرنگاری به نام هاگرید نظرات () |

سلام اعصاب ندارم فکرم داغون هست

دندونم درد میکنه نمیخوام دلت بسوزه

نمیخوام برامن روضه بخونی

نمیخوام چیزی بشنوم فقط میخوام ول کنم و برم

برم جایی که هیچ بویی از تکنولوژی نباشه

زیاد میخوام ؟ اره زیاد میخوام اصلا همه چیز رو میخوام

ولم کنید بذارین فکرم اروم باشه

بذارین تمرکز کنم روی کارهام و دندون درد لعنتی

پ.ن: هر چی دلت میخواد فکر کن

پ.ن: قدم زدن هم نمیخوام

پ.ن: فردا کلی ادم رو باید ببرم بیمارستان محک

شرمنده

همین

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱۱/٢٧ساعت ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ توسط خبرنگاری به نام هاگرید نظرات () |

Design By : Pichak