انفولانزا و نامه نگاری...

سلام

بعد از چند روز هست دارم مینویسم اوم نمیدونم دقیقا ولی فکر کنم ده روزی شده

خب جمعه رفتم نمایشگاه به غیر از دیدن بچه ها که امده بودن از دور و نزدیک

حالا هر کسی خواست میتونه از اینجا عکس ها رو ببینه البته یه سری از عکس ها رو

و از اینجا گزارشش رو بخونه

...بعد از اون انفولانزا شدید گرفتم و مثل مرغ افتادم توی رختخواب نمیدونم

چرا شش ماهی هست فرت و فرت مریض میشم باید یه فکری بکنم یا بمیرم یا ....

حس و حالش نیست این روزا از این ادمک ها بذارم

برم بعدا میام مینویسم

پ.ن " به شدت هوس کردم با کسی نامه نگاری کنم هر کسی مایل بود بگه

همین

/ 22 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرش

سلام محک جان.ببخشید اینجا مزاحمت شدم.یه تیر ماهی هست به نام ستاره .اما شما تو آبان عضوش کردی.گفت بهت هم میل زده.اما جوابی ندادی.کارشو راه بنداز مرسی

سکوت....

من از نهایت شب حرف میزنم و از نهایت تاریکی اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیار و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم...... [گل][گل][گل]

Tiny

سلااااااااااااام داداشی خوبین شما؟ الهی بمیرم هنوز درگیر این مریضی از اون موقع تا حالا؟[ناراحت]

عاطفه

سلام دوست خوبم به روزم با ما از درون زنگ زده ایم... خوشحال میشم سر بزنی[گل]

نازنین(چشمک)

هنوزم میخوای نامه بنگاری؟؟ هستما [نیشخند]

نازنین(چشمک)

هنوزم میخوای نامه بنگاری؟؟ هستما [نیشخند]

نازنین(چشمک)

هنوزم میخوای نامه بنگاری؟؟ هستما [نیشخند]