بدون مغز بنویس....

سلام سلام خوباینبار میخوای بی هر چیزی بنویسم

قبلا هم بدون فکر مینوشتم شاید نمیدونم

ولی هیچ چیزی اینقدر حال نمیده با خواهر زاده شرور بری بیرون

و بی دلیل توی ماشین قر بدی و برقصی؟

هیچ چیزی اینقدر حال نمیده قبض جریمه رو بگیری و جلو افسر پاره کنی

و هر هر بخندی

هیچ چیزی اه چقدر میگم هیچ چیزی خب

تماس یه دوست از راه دور از اصفهان دوره ؟ حالا خوشحالی یه دوست

دیگه ..وامیگم فکرم بهم ریخته هست باید از اول بنویسم

میام میام

الان برم لال ...راستی همسنگر برات نوشتم میفرستم

و وبلاگ دایی و خواهر زاده ها هم به زودی دوباره راه میندازم

هوررررررررررررا دست بزنی به قول یگانه

بای

تا بعد همین

/ 7 نظر / 9 بازدید
سعیده

چقدر بانمک مینویسین نه که تواون وبلاگتون باید گریه کرد نه تو این باید خندید.درکل انشاالله همیشه خندتون پایدارباشه[لبخند].راستی خیلی دیگه محاوره ای مینویسین ومن بعضی یا چرا دروغ در کل حستونو نمی فهمم شاید شما این مدلی خوش هستین[گل]

لیدی

[گل][نیشخند] یگانه یکی از اون کوچولوهاست؟ خوبی؟ خوبه که اوضاع خوب میگذره سختی نمکشه[گل]

سعیده

چراگفته که بیرون شیطونی میکنید.میشه از مبحث سیبیل خارج بشین.[گل]بای

سعیده

میشه از مبحث سیبیل بگذرین.[ابرو]بای

میزبان اصفهانی

به به سلااااااااااااااااااااااااااام هوراااااااااااااااااااا خنده خنده شیطونی هورااااااااااااااااااااا به امید روزی که خنده هات واقعی باشن.جای منو سارینا خالی چی میشد.یا حق(به قول استادم)

سارا

پسر جان خودت فهمیدی چی نوشتی؟؟!!من که نفهمیدم والا!![نیشخند][خنده]

سارا

کامنت وبلاگم رو که نگفتم پست وبلاگ خودت رو گفتم!!![خنده][خنده] گیج میزنی این روزا!!نکنه عاشق شدی ؟؟؟[چشمک][نیشخند]