و چرا نیستم...

سلام به همگی ف خپل خان دوباره بر میگرده ....

مدتی نبودم و درگیر بودم و از تک تک دوستان خوبم همین جا عذر میخوام ....

کمی هم دلتنگ بودم وقتی دیدم برای دوستام وقتی کامنت نذاشتم هشتاد درصد

نیومدن و بهم سری نزدن ...

البته حساب دوستانی که میدونم درگیر هستن همیشه جداست ....

میواستم از کاری که صبح کردیم بنویسم از اینکه توی اسانسور از خنده گریه کردم ...

ولی حالا دل و دماغ ندارم ....

کلی قدم زدم ، کلی خیابون گز کردم ف و رفتم تا کافی شاپ همیشگی پایین تجریش

دلتنگی نذاشت بشینم ، سفارش قهوه فرانسه همیشه رو کنسل کردم و ...

حرفی نیست ، کمی دلتنگم و ناراحت نه از دوستام از خودم

از دوست و شاگردی که ....نمیدونم چقدر دووم میاره

سعی میکنم شاد نمینویسم تلخ ننویسم اینبار در رفت از دستم

شرمنده

همین

/ 16 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی بهابادی

چطوریا ؟

دیبا

سلام . معلومه که تنها تنها به کافی شاپ رفتن ،کنسلی هم داره . موفق باشید

ماریانا

سلام ممنون از لطفتون وحضورتون [گل]

آرام

هست " را اگر قدر ندانی می شود " بود "

سبک سر

همونطور بنویس که حس و حالش رو داشتی... بگذار همه چی از دستت در بره. حتی فنجون قهوه ی فرانسه...

آرام

تو کیستی؟ هان؟ یادم آمد... تو همانی که روزی با پاهایت آمدی و نماندی و رفتی!!! و من... من همانم که روزی با دلم آمدم و ماندم و ماندم

نوشین م

مهم اینه که بنویسی و خودتو خالی کنی... هیچ کس این روزا حال زار منو نداره دوست جونم. دلم برات تنگیده

آرام

سلام سهیلم فکر میکردم مشکلات کمتر شده ولی ظاهرا نشده به یادت هستیم هااااااااااااااا

آرام

هي فلاني مي داني ؟ مي گويند رسم زندگي چنين است... مي آيند.... مي مانند.... عادت مي دهند.... ومي روند. وتو در خود مي ماني و تو تنها مي ماني راستي نگفتي رسم تونيز چنين است؟.... مثل همه فلاني ها....