برگشتم از سفر...

امدم از بدترینسفر عمرم شاید برگشتم

دلیل : نمیتونم بگم

خاصیت :اعصاب داغون و ...

نتیجه :نمیدونم

پ.ن: میام دیدنتون ولی درگیر شدم

پ.ن:من نه دپ هستم نه عصبانی فقط یکم درگیرم همین

بای

/ 4 نظر / 13 بازدید
فاطمه

دست من را بوسید و مرا در تبی از شهوت و ترس سوی منزلگه گرمش می برد... دیر آپیدم ولی داغ داغ دوست دارم نظرتو بگی عزیزم

رویا

سلام هی اینجا رو باش!!! چقدر نوشته این پسر خوب. کلی ذوق زده شدم. اینجا خیلی خوب شده. آفرین داداشی. جدا آفرین[دست][گل]

یلدا

خوش امدی

یلدا

ستاره سهیل