عاشورا

اوم نمیدونم چی بگم عاشورا شد و رفت نفهمیدم گریه

اصلا امسال دلم بوی اسپند توی دسته و اینا رو نداشت ناراحت

رفتم شب تاسوعا شاه عبدالعظیم هم عکاسی هم ...ساکت

ظهر عاشورا هم هئیت ارامنه دعوت بودم و رفتم خوب بود و جالب

مخصوصا دیدن چند تا از دوستانم از دین ها مختلففرشته

پ.ن:دستام هنوز به درست نوشتن عادت نکرده یول

پ.ن:فردا سالگرد بابا قصه گو هست حمید عاملی میخوام برم گریه

 

/ 2 نظر / 6 بازدید
تامارا

سلام امام حسین تنهات نمیذاره حتی اکه دلت بوی اسپند نده

نگین ع.پ

سلام...چه وبلاگت خوشگل شده پسر![نیشخند]اوندفعه که اومدم نمیدونم چش بود!....کامنتت باحال بود[خنده] بازم بیا پیش من[گل]