مطلبی از یک مترسک مهربون

سلام این روزا خیلی کسل کننده هست نمیدونم چرا ؟

شاید برای من زیادی کسل کننده شده منی که

روز و شب سرد شدم و سرد و سرد

بگذریم میخوام  نظری رو که نانی عزیز توی مطلب قبل برام گذاشته رو

بذارم چون خیلی زیبا بود و همین جا از نانی عزیز یه دنیا ممنونم

بابت همه مهربون هاش ...

اینم نظر نانی عزیز:


خیال خام پلنگ من به سوی ماه جهیدن بود
...و ماه را ز بلندایش به روی خاک کشیدن بود
پلنگ من-دل مغرورم-پرید و پنجه به خالی زد
که عشق- ماه بلند من -ورای دست رسیدن بود

*

گل شکفته! خداحافظ اگر چه لحظه ی دیدارت
شروع وسوسه ای در من به نام دیدن و چیدن بود
من و تو آن دو خطیم آری موازیان به ناچاری
که هر دو باورمان زآغاز به یکدگر نرسیدن بود
اگر چه هیچ گل مرده دوباره زنده نشد اما
بهار در گل شیپوری مدام گرم دمیدن بود
شراب خواستم و عمرم شرنگ ریخت به کام من
فریبکار دغل پیشه بهانه اش نشیدن بود

*

چه سرنوشت غم انگیزی که کرم کوچک ابریشم
تمام عمر قفس می باف ولی به فکر پریدن بود


حسین منزوی
(از مجموعه باعشق در حوالی فاجعه)

 

ممنون باز هم نانی

/ 9 نظر / 7 بازدید
نانی آزاد ... مترسک

كنار دريا، با آب همزبان بودم . ميان توده رنگين گوش ماهي ها، ز اشتياق تماشا چو كودكان بودم ! به موج هاي رها شادباش مي گفتم ! به ماسه ها، به صدف ها، حباب ها، كف ها، به ماهيان و به مرغابيان، چنان مجذوب، كه راست گفتي، بيرون ازين جهان بودم . نهيب زد دريا، كه : - « مرد ! اين همه در پيچ تاب آب مگرد ! چنين درين خس و خاشاك هرزه پوي، مپوي ! مرا در آينه آسمان تماشا كن ! دري به روي خود از سوي آسمان واكن ! دهان باز زمين در پي تو مي گردد ! از آنچه بر تو نوشته ست، ديده دريا كن ! زمين به خون تو تشنه ست ، آسماني باش ! بگرد و خود را در آن كرانه پيدا كن[گل]

ناردانه

واااااااای من عاشق این شعرم! نمیدونستم شاعرش کیه عالیه!!! یه زمانی حفظش بودم! --------------------------------------- اینروزا سرم خیلی شروغه واسه ی همین زیاد نیستم [ناراحت]

سعیده

سلام .خوبین؟محیط جدید دانشگاه خیلی بهم سنگینه دعام کنین. یادتونما.من محتاج دعام. مهربون ستاره شدی[قلب]

سعیده

سلام پسر خوب ستاره شدی اونم از نوع سهیلش. شاد باشین وخندان وگیگیلی و......راستی شمار همراهمو بهتون که دادم وگفتم که بابت اون موضوع با اون شخص حرف بزنین انجام ندادینا[ناراحت]

نانی آزاد

[دلشکسته] دلم گرفته زین جا هوس سفر نداری ؟[دلشکسته]

سعیده

سلام. شدیدا نگران شدما اخه اصلا نیستی کجایی پس ستاره؟[گل]

مترسک .....نانی آزاد

آرزویم این است: نرود اشک در چشم تو هرگز، مگر از شوق زیاد، نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز، و به اندازه هر روز تو عاشق باشی، عاشق آن که تو را می خواهد، و به لبخند تو از خویش رها می گردد، و تو را دوست دارد به همان اندازه که دلت می خواهد [گل]