من . کودک . کلاغ !!!

سلام خوبین ؟قلب

مگه میشه برف بیاد و آدم بد باشه ؟جرات دارین بگین اره یول

امشب چیز جالبی دیدیم یول

بریم سر ماجرا امشو ...

اوهوووووم صدام صاف شد ساکت

من و امیر علی(دوست گرام که از لندن برای بار اول امده ایران )

رفتیم تجریش چرخی بزنیم و منم کمی خرید کنم متفکر

نکته :خرید گوجه ( میوه سلطنتی ایران)تعجب

و یکم میوه و نون ( همون غذا قدیمی خودمون )سوال

و امدیم پایین میدون و نشستیم روی یکی از نیمکت ها

اون وقت یه نینی شیطون با مامان و بابا داشتن مغازه رو میدیدن

که یه دخمل دو ساله بود تپل مپلاز خود راضی

کیف دستش از دستش افتاد یکم اون ور تر از من و دوستم

یهو یه کلاغ امد و کیفش رو برداشت خنثی

(قسمت جالب ماجرا )

یهو نینی گفت کیفم رو بده به کلاغه استرس

کلاغه یکم نگاه نگاهش کرد مادر و باباش هم داشتن با ما

نگاه میکردن... یه بار دیگه گفت و

رفت جلو و محکم گفت بده من کیفم رو استرس

کلاغه نگاهش میکرد و بعدم نوکش رو باز کرد و

گذاشت جلوش و پرید رفت یول

ما چهار نفر فقط نگاه میکردیم خنثی

ولی نینی رفت کیفش رو برداشت رو رفت خیال باطل

پ.ن : ببخشید دیگه لحنم خوب نیست هنوز برای نوشتن متفکر

پ.ن: دارم دنبال یه قالب خوب میگردم کسی آدرسی ندارهسوال

پ.ن : دارم روی لحن نوشته هام کار میکنمنیشخند

همین

بای بای

/ 6 نظر / 11 بازدید
سکوت.......

عجب دخمل باحالی بوده اینو میگن جذبه که کلاغ هم ازش حساب میبره.این بزرگ بشه به جای گربه یک شیر جلوی حجله میکشه...[نیشخند]

Tiny

اااااااا داداشی گلم شمام بازم که خوردنیییییییی میوه یا غذا بابا ایول من که مثله این آفریقایی ها شدم از بس میل به غذا رو از دست دادام همین طوری پیش برم دیگه محو میشم[نیشخند] خوشبحاله نینیه حتی یه کلاغم ازش حساب میبره

Tiny

داداشی هنوز نیومدین کههههههه

دل آرام

سلام خوش به حال این نینی باید دوجلسه پیشش کلاس رفت خیلی برام جالب بود .[متفکر] منتظر نوشته های بعدیتون هستم [گل]

دل آرام

راستیییییییییییییییییی مگه میشه برف بیاد و آدم بد باشه ؟جرات دارین بگین اره [سوال] بله میشه برف بیاد و ادم بد باشه [قهقهه] خواستم ببینم جرات دارم یا نه[زبان]

Tiny

اشکالی نداره مطلب نذاشته ام عزیزی