سفرنامه اصفهان

سلام به همگی خب خب
ببخشید نبودم آخه رفته بودم اصفهان ..عینکجای همتون خالی
...
خب نمیدونم از کجاش بگم براتون ...
اوم از شیطنت های توی چهل ستون و
شیطنت کردن و ادای زن های این شاه صفوی رو در آوردن ...نیشخند
یا شیطنت
های توی میدون نقش جهان
یا اون بریانی معروف اصفهانخوشمزه
وای داشتم میترکیدم خودم رو خفه کردم
شاید چون
میدونستم تا مدتها نمیتونم غذایی بخورم و مجبورم
رژیم سختی باشم بیخیال ..
وای چه بارونی بود چقدر جالب بود و چقدر خوبلبخند
ممنونم از
دوستی که دعوتم کرد و
پا به پام امد و همه جا رو نشونم داد
نق زدن هام رو تحمل کرد نیشخند
ممنونم و از همینجا دست گلت رو میبوسم
بابت همه زحمت هایی که
کشیدی ماچخجالت
پ.ن 1: رفتنه دو تا همسفرایرانی-فرانسوی داشتم
 چقدر حرف زدن مخم رو خوردن چشمک
پ.ن 2: آخه بابا من آب که سنگ نمیشه جوراب بشورید
سه تا مسافر از
وسط راه برگشت امدن توی کوپه و ما سه نفر
دیگه از بوی جوراب خفه
شدیم سبز
پ.ن 3: همسنگر عزیز میا مو برات میگم چون ندیدیم هم رو پشت همون
خاکریز که یه نفس با هم جنگیدیم با هم خوردیم و خندیدم ...
آره به
ارامش رسیدیدم هر دو اما بازم ..میام حتما شاید همین امشب
همین دیگه قلب
جای همه خالی

/ 2 نظر / 6 بازدید
میزبان

سلام عزیزم ممنونم که دعوتمو پذیرفتی و اومدی امیدوارم که واقعا بهت خوش گذشته باشه.به من که خیلی خوش گذشت.بودن کنار تو و هم قدم شدن زیر بارون بهترین چیز بود.به اقا قندی سلام برسون و مراقبش باش.به امید دیدار دوباره

رویا

سلام حواشي ديگه خيلي وقته كه تموم شده چون اصل قضيه تمومه مي توني هر وقت بخواي بياي و سر بزني منم هر وقت فرصت کنم سری بهت می زنم