هوا بس نا جوانمردانه سرد است ...

سلام بای بای

چه خبرا ؟ چه میکنید با برف و سرما ؟ خوشمزه

امشب ، کلی قدم زدم برای خودم تنها و وقتی رسیدم تجریش

اینقدر فکر کنم صورتم از سرما قرمز شده بود که احساس کردم

مردم بد نگاه میکننیولساکت

ولی چه خوب و چه بد تنهایی وقتی شالم رو دور گردنم میپیچم

و دستم رو میکنم توی جیب بارونی و قدم میزنمعینک

و حتی آدما دور و برم رو هم که سرشون توی

لاک خودشون هست رو نمیبینم خوب هستخنثی

پ.ن : فکر میکنم این روزا یا من حساس شدم یا

اینکه نمیتونم زیاد روون بگم حرفم رو آخ

پ.ن : مخم یکم هنگیده یخش باز بشه میام بازم نیشخند

همین

/ 6 نظر / 12 بازدید
طلا خانم

پس حسابی ، اکسیژن برای شش هایت ذخیره کردی . [چشمک]

سکوت....

بگشای در به روی من و عهد عشق بند کاین عهد بستنی این در گشودنی ست این شعر خواندنی این عشق ماندنی این شور بودنی ست این لحظه های پر شور این لحظه های ناب این لحظه های با تو نشستن سرودنی ست

رها

سلام مرسی تو خوبی؟[لبخند] قشنگ مینویسی [گل]قدم زدن تو برفو خیلی دوست دارم.

رها

راستی من آپم.زود بیا .منتظرت هستم.[لبخند]

مژده

سلام.شبتون بخیر.مرسی که از وبلاگم تعریف کردی.کلی ذوق کردم[زبان] همیشه از این که تنهایی زیر بارون راه برم لذت می بردم. حس خوبی به آدم دست میده که آدمو بی اختیار به گذشته ها می بره . وبلاگ قشنگی داری . بازم بهم سر بزن

Tiny

سلام داداشی نباااااااااااشم چرا آخه؟الهیییی منم قدم زدنو خیلی دوست دارم ولی کم پیش میاد بشه برم با اینکه دور تا دور خونمون از همه طرفپارک داریم[ناراحت]